‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب. نمایش همه پست‌ها

مهر ۱۷، ۱۳۹۰

"باغستان‌های شعله‌ور" در شعله‌های آتش

 در سال 1966 در ایروان کتابی منتشر شد به نام باغستان‌های شعله‌ور که خشم مردم، روشنفکران، انجمن نویسندگان ارمنستان، حزب کمونیست در ارمنستان و حزب داشناکسوتیون در دیاسپورا را برانگیخت. نویسنده آن گورگن ماهاری تحت فشار قرار گرفت که در رُمان خود تجدید نظر کند و نگارش جدیدی از آن را برای انتشار آماده کند، در دانشگاه ایروان همایشی برگزار شد و طی آن رسماً کتاب را به آتش کشیدند، نویسنده و خانواده‌اش را که به هنگام انتشار کتاب در خارج از ارمنستان به سر می‌بردند تهدید کردند که اگر به ارمنستان برگردند کشته خواهند شد و چون گوش نسپردند و برگشتند، به طرف خانه‌شان سنگ و پوست هندوانه و آشغال پرتاب کردند.


نویسنده کتاب، گورگن ماهاری، از پیشکسوتان ادبیات ارمنستان شوروی بود، دوست و هم‌دوره یقیشه چارنتس و آکسِل باکونتس که در دوران سیاه استالین همراه آن‌ها به زندان افتاده و بر خلاف آن‌ها از مهلکه جان سالم به در برده بود. او بیش از یک دهه از عمر خود را در سیبری در تبعید گذرانده بود و همان جا با زن خود آنتونینای لیتویایی آشنا شده بود. بعد با هم به ارمنستان آمده بودند و دوره جدیدی در زندگی ادبی ماهاری شروع شده بود. امّا مگر در رمان باغستان‌های شعله‌ور چه بود که این گونه خشم اقشار گوناگون ملّت را برانگیخت؟

شهریور ۱۹، ۱۳۹۰

ویراستاری در کار نیست

نشر در عصر دیجیتال
تکنولوژی دیجیتال همه شیوه زندگی و نگرش‌های فرهنگی ما را عوض کرده است. از جمله مفهوم نشر و ویراستاری را.
تصورش را می‌کردید روزی به شما بگویند می‌توانید فوری در زمره نویسندگان یک دایره‌المعارف در بیایید و تعدادی از مدخل‌های آن را بنویسید. این همان کاری است که الان می‌توانید بکنید. به سایت ویکی‌پدیا بروید، به عنوان کاربر ثبت نام کنید، مقاله‌ای درباره نویسنده مورد علاقه‌تان، شهرتان یا هر موضوعی که دوست دارید، بنویسید و به این دایره‌العمارف آنلاین اضافه کنید. نوشته شما بلافاصله منتشر می‌شود. البته ممکن است بالای مقاله شما از طرف مدیران ویکی‌پدیا درباره اشکالات نوشته شما به خوانندگان توضیحاتی داده شود. هر روز صدها مقاله از این دست و به این شیوه به ویکی‌پدیا اضافه می‌شود. البته دیگران می‌توانند مقاله شما را حک و اصلاح کنند، همان طور که شما می‌توانید مدخل‌های دیگر را اصلاح کنید.
جیمی ولز، بنیانگذار ویکی پدیا
پیش از ویکی‌پدیا، اگر کسی چنین ایده‌ای را با شما در میان می‌گذاشت، احتمالاً می‌گفتید دیوانه است. به نظر می‌رسد که به این شیوه، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. آخر نویسنده مطلب کیست؟ چه صلاحیتی دارد برای نوشتن آن مطلب، آیا کسانی که آن را ویرایش می‌کنند غرض و مرضی ندارند، و ده‌ها سوال دیگر از این دست. امّا امروز کار از طرح پرسش گذشته است. در واقعیت، حاصل این فکر بکر (واقعاً بکر)، هزارها مقاله خوب است که میلیون‌ها نفر از آن استفاده می‌کنند.

شهریور ۰۸، ۱۳۹۰

يك روز مانده به عيد پاك، نوشته زويا پيرزاد

معضل رفتار تعصب‌آمیز نسبت به ازدواج‌ مختلط
زویا پیرزاد با کتاب چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم مشهور شد. یکی از علل موفقیت این کتاب بازسازی زندگی یک اقلیت قومی (ارامنه) در یکی دو دهه پیش از انقلاب در شهر نفتی آبادان است و جذابیتی که فضاهای این شهر متجدد و محیط‌های خانوادگی و شیوه زیست ارامنه برای خواننده فارسی‌زبان امروزی دارد. در آن کتاب پیرزاد مسائلی مانند عشق ممنوع یک زن خانه‌دار و رابطه ارامنه با محیط اجتماع بزرگ را مطرح می‌کند، یعنی همان مسائلی که پیش‌تر، به نحو رادیکال‌تری در رمان کوچک (یا داستان کوتاهِ بلند) یک روز مانده به عید پاک کرده بود.
كتاب صد صفحه‌اي يك روز مانده به عيد پاك از سه فصل تشكيل شده است: هسته‌هاي آلبالو (41 صفحه)، گوش‌ماهي‌ها (34 صفحه) و بنفشه‌هاي سفيد (25 صفحه).


هر فصل روز يا روزهايي از زندگي و تفكرات ادموند قهرمان و راوي داستان را شرح مي‌دهد؛ وجه مشترك اين روزها اين است كه روزهاي پيش از عيد پاك هستند. در فصل اول ادموند پسربچه‌اي دوازده ساله است، در فصل دوم مرد ميانسالي است كه زن و دختری دانشجو دارد و در فصل سوم، كه در داستان فاصله زماني كمتري با فصل دوم دارد، ادموند تنها زندگي مي كند؛ همسرش مرده و دخترش مهاجرت كرده است. پس با داستاني "بيوگرافيك" سروكار داريم. براستي هم پس از پايان داستان خواننده مي‌تواند شمايي از زندگي ادموند را از كودكي تا آستانه سالخوردگي در ذهن خود بازبيافريند. اما داستان اين زندگي، تنها داستان وقايع مادي زندگي ادموند نيست، بلكه بيش از آن داستان زندگي احساسي ادموند است.
فصل نخست بنيان كتاب است؛ تقريباً همه تم‌هاي اصلي كتاب در همين 40 صفحه نخست طرح مي‌شوند و در فصل‌هاي بعدي به دفعات به اشياء، مضامين و شخصيت‌هايي كه در اين قسمت ساخته مي‌شوند، رجوع مي‌شود. به واقع این فصل در 41 صفحه پايان نمي‌گيرد و در بخش‌هاي بعدي به شكل فلاش‌بك‌هاي متعدد ادامه پيدا مي‌كند، كه امر غريبي نيست، كمااينكه كودكي‌مان همواره پس ذهنمان و در تمام عمر همراهمان است.

خرداد ۲۹، ۱۳۹۰

سانسور خیرخواهانه، نمونه: ماجراهای هکلبری فین

اوائل سال جاری میلادی چاپ جدیدی از رمان ماجراهای هکلبری فین اثر مشهور مارک توِین منتشر شده که در آن کلمه nigger که در زبان انگلیسی به سیاهپوستان اطلاق می‌شود و بار اهانت‌آمیزی دارد، به کلی حذف شده است. کلمه nigger  بیش از دویست بار در این رمان مشهور مورد استفاده قرار گرفته است. این نیز گفتنی است که برای خواننده کتاب آشکار است که مارک توین نگاه منفی به سیاهپوستان ندارد. در کانون رمان شخصیت جذاب جیم، برده سیاهپوست فراری قرار دارد که برای خودش یک پا فیلسوف است و در پاکی و درستکاری بی‌نظیر. نکته دیگر اینکه کتاب از دید هکلبری فین نوشته که پسربچه سیزده-چهارده ساله‌ای است و نگاهش به دنیا و مسئله بردگی سیاهان، همان است که در فرهنگی که او در آن بار آمده به او آموخته‌اند. او در چند مقطع از رمان به شدّت عذاب وجدان دارد که چرا به یک برده کمک می‌کند فرار کند و به خانم واتسون (صاحب برده) که هیچ کار بدی در حق او نکرده بد می‌کند. امّا به هر رو او دست از همراهی جیم بر نمی‌دارد. حتی خود جیم هم مانند هکلبری فین به دنیا و از جمله مسئله بردگی سیاهان نگاه می‌کند. در آن دوره تاریخی، مردم عادی آمریکا برای نامیدن سیاهپوستان از این لفظ استفاده می‌کردند. این لفظ هم در آن زمان هم مانند امروز بار نژادپرستانه داشت. امّا آیا قرار است با حذف این واژه وانمود شود که مردم آمریکا هرگز به سیاهپوستان نگاه نژادپرستانه نداشته‌اند. آیا این یک نوع تطهیر واقعیت زشت و رنگ امروزی دادن به گذشته تاریخی نخواهد بود؟


به محض انتشار خبر چاپ جدیدی از ماجراهای هکلبری فین با این مشخصات، سروصدای زیادی در مطبوعات دنیا به پا شد و ناشر و ویراستار کتاب به سانسورِ از سر حسن نیت متهم شدند. گفته می‌شد که به این ترتیب باید منتظر حذف کلمه جهود از نمایشنامه رومئو و ژولیت و ده‌ها نمونه مشابه دیگر بود. با این کار، علاوه بر تحریف آثار هنری، تصویر نادرستی از تاریخ در اذهان مردم امروزی ترسیم می‌شود و چنین به نظر می‌رسد که مردم همه دوران‌ها هم مثل مردم امروز فکر و رفتار می‌کرده‌اند.
امّا ویراستار و مبتکر این چاپ جدید، دکتر آلن گریبن، هم حرف‌هایی دارد.

بهمن ۱۹، ۱۳۸۹

یادداشتی بر کتاب "مقدمه‌ای بر فیلم مستند" نوشته بیل نیکولز با ترجمه محمد تهامی‌نژاد

کتاب تئوریک نه فنی

انتشار کتاب‌های نظری در حوزه سینما (در این مورد خاص در حوزه سینمای مستند) همیشه با این سوء تفاهم یا انتظار همراه است که گویی این کتاب‌ها قرار است مستقیماً به رشد فیلمسازی کمک ‌کنند. دست کم گمان می‌رود که خوانندگان بالقوه کتاب، یعنی


فیلمسازان جوان، می‌توانند با خواندن این کتاب فیلم‌های‌ خود را بهتر بسازند. گروه دیگری از خوانندگان بالقوه کتاب، یعنی نویسندگان و منتقدان سینمایی هم انتظار دارند با خواندن این کتاب نقدهای بهتری در زمینه فیلم مستند بنویسند. مدیر عامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در پایان مقدمه‌اش در ابتدای کتاب از آن به عنوان یک اثر ”فنی و خوب“ یاد می‌کند و مترجم کتاب در مقدمه‌اش (که در پشت جلد کتاب هم آمده است) آن را ”فنی‌ترین اثر یکی از نظریه‌پردازان سینمای مستند“ می‌خواند. امّا واقعیت این است کتاب اصلاً فنی نیست. کتابی است نظری یا تئوریک. کتاب فنی آن است که به کاربرد ابزار فیلمسازی مستند بپردازد و راهنمایی‌هایی درباره حل مشکلات تصویربرداری، صدابرداری و تدوین فیلم‌های ارائه کند. از این دست کتاب‌های در خارج بسیارند. نباید با فنی خواندن کتابی مانند ”مقدمه‌ای بر فیلم مستند“ این توقع را در خوانندگان آن به وجود آورد که از این دست مباحث در کتاب خواهند یافت و با استفاده از آنها از این پس فیلم‌های بهتری می‌سازند.


امّا بیل نیکولز کیست و آشنایی با نظریات او چرا مهم است؟