در سال 1966 در ایروان کتابی منتشر شد به نام باغستانهای شعلهور که خشم مردم، روشنفکران، انجمن نویسندگان ارمنستان، حزب کمونیست در ارمنستان و حزب داشناکسوتیون در دیاسپورا را برانگیخت. نویسنده آن گورگن ماهاری تحت فشار قرار گرفت که در رُمان خود تجدید نظر کند و نگارش جدیدی از آن را برای انتشار آماده کند، در دانشگاه ایروان همایشی برگزار شد و طی آن رسماً کتاب را به آتش کشیدند، نویسنده و خانوادهاش را که به هنگام انتشار کتاب در خارج از ارمنستان به سر میبردند تهدید کردند که اگر به ارمنستان برگردند کشته خواهند شد و چون گوش نسپردند و برگشتند، به طرف خانهشان سنگ و پوست هندوانه و آشغال پرتاب کردند.
نویسنده کتاب، گورگن ماهاری، از پیشکسوتان ادبیات ارمنستان شوروی بود، دوست و همدوره یقیشه چارنتس و آکسِل باکونتس که در دوران سیاه استالین همراه آنها به زندان افتاده و بر خلاف آنها از مهلکه جان سالم به در برده بود. او بیش از یک دهه از عمر خود را در سیبری در تبعید گذرانده بود و همان جا با زن خود آنتونینای لیتویایی آشنا شده بود. بعد با هم به ارمنستان آمده بودند و دوره جدیدی در زندگی ادبی ماهاری شروع شده بود. امّا مگر در رمان باغستانهای شعلهور چه بود که این گونه خشم اقشار گوناگون ملّت را برانگیخت؟
نویسنده کتاب، گورگن ماهاری، از پیشکسوتان ادبیات ارمنستان شوروی بود، دوست و همدوره یقیشه چارنتس و آکسِل باکونتس که در دوران سیاه استالین همراه آنها به زندان افتاده و بر خلاف آنها از مهلکه جان سالم به در برده بود. او بیش از یک دهه از عمر خود را در سیبری در تبعید گذرانده بود و همان جا با زن خود آنتونینای لیتویایی آشنا شده بود. بعد با هم به ارمنستان آمده بودند و دوره جدیدی در زندگی ادبی ماهاری شروع شده بود. امّا مگر در رمان باغستانهای شعلهور چه بود که این گونه خشم اقشار گوناگون ملّت را برانگیخت؟