‏نمایش پست‌ها با برچسب سینمای مستند. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سینمای مستند. نمایش همه پست‌ها

بهمن ۱۶، ۱۳۹۰

در تصویرهای انقلاب چه هست و چه نیست

 این نوشته خلاصه ای است از مضمون فیلم مستند "گفت و گو با انقلاب" که برای انتشار در ستون نقد فرهنگ صفحه آخر روزنامه شرق تهیه شده است.

پارسال همین موقع‌ها داشتیم روی تصویرهای انقلاب کار می‌کردیم. یک ماهی تصویرهای باقی مانده از ماه‌های پرتلاطم شهریور تا بهمن سال 1357 را زیر و رو می‌کردیم تا فیلمی بسازیم درباره آن تصویرها و گفت‌وگویی کنیم با آن تصویرها و با آن سال‌ها از خلال آن تصویرها. آن روزها در ضمن مصادف بود با شروع رویدادهای مصر و تونس و آنچه "بهار عربی" نام گرفت. می‌توانستی همان حرکات و همان رفتارها و نشانه‌ها را در فیلم‌های خبری این رویدادها ببینی. جمعیت‌های کثیری که خیابان‌ها را پر کرده‌اند، سوختن لاستیک‌ها و ماشین‌ها و ساختمان‌ها، مشت، شعار، اسلحه: انگار یک انقلاب بیش نیست که بارها و بارها تکرار می‌شود.


با تماشای مکرر این عکس‌ها و فیلم‌ها، آنچه در آن‌ها بود همان قدر موضوع شد که آنچه در آن‌ها نبود. آنچه در گوشه و کنار عکس‌ها ــ در جزئیات ــ بود و در نگاه اول به چشم نمی‌آمد. آدم‌هایی که در بالکن خانه‌ها ایستاده‌اند و تظاهرات را تماشا می‌کنند و نقطه‌هایی خاکستری بیش نیستند. آدم‌هایی که کنار خیابان منتظر تاکسی‌اند. آدم‌های دیگری که از زیر مجسمه شاه که دارد سقوط می‌کند، هراسان می‌گریزند. کسی که در میان جمعیت ضبط صوتی خانگی را بالا گرفته و صدای تظاهرات را ضبط می‌کند. و پرسش پشت سر پرسش. این آدم برای چه این صداها را ضبط می‌کند؟ آن بچه‌ها در میان تظاهرکنندگان چه می‌کنند و امروز از آن روزها چه به یاد می‌آورند؟ آنچه عکس‌ها درباره‌اش خاموش‌اند رمز و رازی مخصوص به خود دارد. علاوه بر این، فیلم یا عکسی ممکن است تو را یاد خاطره‌ای از روز و لحظه بیاندازد درباره آدم‌هایی که شاید دیگر نباشند یا واقعه‌ای که روز به روز بیشتر رنگ می‌بازد. تصویرهای تظاهرات تاسوعا مرا بیشتر یاد مادرم می‌اندازد که آن روز بردمش برای دیدن تظاهرات تا نشان دهم لازم نیست زیاد نگران این باشد وقتی ما نیستیم. و او با دیدن آن همه آدم و آن نظم و یک‌صدایی هزاران نفر، آرام شد. آنچه در آن تصویرها بود یک داستان بود و آنچه بین من و مادرم گذشت، داستانی دیگر. داستانی که در آن تکه فیلم‌ها نیست، امّا یک جوری هم در آن‌ها هست.

آذر ۲۱، ۱۳۹۰

آربي آوانسيانِ مستندساز

اخیراً فیلم مستند آربی آوانسیان درباره زیارت سالانه کلیسای تادئوس مقدس در آذربایجان غربی را روی یوتیوب گذاشته اند. لینک آن این است:


این یادداشت را چند سال پیش به مناسبت نمایش این مستند در برنامه ای به نام "ارامنه در سینمای ایران" در موزه سینما نوشته ام:

يادداشتي بر فيلم لبئوس ملقب به تادئوس
آربي آوانسيان را با كارهاي تئاتري او و فيلم چشمه مي‌شناسيم و كمتر كسي است كه بداند او فيلم مستند هم ساخته است. حتي اگر به كتاب "فرهنگ فيلم‌هاي مستند سينماي ايران" (مسعود مهرابي) مراجعه كنيد، نامي از فيلم مستند "لبئوس،‌ ملقب به تادئوس" كه در سال 1346 ساخته شده نمي‌يابيد. البته اين امر بيش از آنكه تقصير مؤلف كتاب يادشده باشد، از شرايط توليد غيرعادي فيلم ناشي مي‌شود. تهيه‌كننده فيلم انجمن فارغ‌التحصيلان ارمني ايران بود كه بعد از مشاهده فيلم نمايش آن را مناسب نيافت. آربي آوانسيان هم به خاطر كم‌لطفي‌اي كه در حق فيلم و خود او شده بود، از فروش فيلم به تلويزيون و مراكز فرهنگي ديگر خودداري كرد و به اين ترتيب فيلم در ايران ابداً به نمايش درنيامد. امّا نسخه‌اي از فيلم به اروپا راه پيدا كرد و در برنامه‌هاي فيلمخانه فرانسه و همين طور در جشنواره ونيز به نمايش درآمد و همه جا با تحسين روبه‌رو شد. وصف اين فيلم شنيده بودم، امّا طبيعتاً آن را نديده‌ بودم تا چندي پيش معلوم شد نسخه‌اي از فيلم در انجمن فارغ‌التحصيلان ارمني ايران وجود دارد و فرصت تماشاي آن در جلسه‌اي خصوصي به دست آمد. اميدوارم با وجود اين نسخه، فيلم از وضعيت مهجور كنوني خارج شود و جايگاه شايسته‌اش را در تاريخ سينماي مستند ايران بيابد. امّا خود فيلم ...

ماجرای مگس‌های روی دیوار

مگسی که روی دیوار نشسته است. شما او را نمی‌بینید. بدون توجه به حضورش کار خودتان را می‌کنید. هر کاری. ممکن است سر زن‌تان داد بزنید، یا روی بچه‌تان دست بلند کنید، ... خلاصه، کارهایی که جلوی دوربین نمی‌کنید. موقعیت آن مگس، کمال مطلوب مستندسازی است که می‌خواهد موضوعش در حضور دوربین همان طور رفتار کند که انگار دوربین وجود ندارد. به آن نگاه نکند. خودش را جمع و جور نکند. یقه‌اش را درست نکند. و البته مانند همه کمال‌مطلوب‌ها این خواست هم در شکل کامل‌اش دست‌یافتنی نیست، منتها فیلمساز می‌کوشد حتی‌الامکان به آن نزدیک شود.
اصطلاحی است کمابیش فنی و کمابیش تخصصی برای نامیدن رفتار دوربین و فیلمساز در نوع خاصی از مستندسازی که به مستندسازی مشاهده‌گر observational documentary مشهور است به کار می‌رود. این شیوه به پی‌گیرترین شکل در جریانی که در سینمای مستند آمریکا که به سینمای مستقیم direct cinema مشهور شد به کار می‌رفت. مثلاً در کارهای ریچارد لیکاک که چند سال پیش به تهران هم آمد و توانستیم تعدادی از کارهایش را ببینیم و به حرف‌هایش در تشریح روش‌ کارش گوش کنیم.
برخی اصطلاحات مثل اثر هنری می‌مانند. به عقل جن خطور نمی‌کرد که برای تشریح این شیوه فیلمسازی از چنین تشبیهی استفاده کند. احتمالاً سرصحنه فیلمبرداری یا کارگردان حوصله‌اش از رفتار غیرطبیعی آدم‌ها جلوی دوربین سر رفته و داد زده: بابا فکر کنید ما هم مثل یکی از این مگس‌های روی دیوار هستیم. این اصطلاح آن قدر بیانگر و تصویری است که خواه نا خواه گرایش به ورود به حیطه گسترده‌تری را دارد. از آن اصطلاحاتی است که به تدریج معنای اصلی خود را از دست می‌دهند و به تدریج حتی در همان حوزه تخصصی به معنایی به کار می‌روند که دور است از نیت اصلی و کاربرد سازندگان آن.
مثلاً در مصاحبه‌ای با ورنر هرتزوگ این پرسش و پاسخ را می‌خوانیم:

مهر ۱۶، ۱۳۹۰

شهوتِ ثبت و ضبط و بایگانی و مستندسازی

حکایت ما حکایت مردی است که از بس نگران حفظ یادگارهای و بقایای گذشته بود که تمام زندگی و تمام آینده‌اش را به این کار اختصاص داده بود و زندگی‌اش معنایی نداشت جز تلاش برای جلوگیری از فنای گذشته. منتها مشکل این بود که هر آن از زمان، به سرعت تبدیل به گذشته می‌شد و حجم گذشته با چنان سرعتی افزایش می‌یافت که همه لحظات حال و آینده هم برای نگاهداری آن کفایت نمی‌کرد. این وضعیت یک جور احساس حسرت در او به وجود می‌آورد، احساس گناه و نارضایتی از این که با وجود همه تلاش نمی‌شود گذشته را از فنا نجات داد. و این پاراداوکس انسان است از وقتی که حفظ نشانه‌های گذشته به حوزه خاصی از فعالیت فرهنگی او بدل شد. موزه‌ها، بایگانی‌های سند و عکس و فیلم، مستند ساختن پروژه‌ها و زندگی روزمره در قالب فیلم مستند، بخشی از این تلاش در نهایت ناکام هستند. تنها نگاهی بیاندازیم به حوزه فیلمسازی مستند و زیبایی‌شناسی ضبط زندگی روزمره که گوشه‌ای است از این مسئله عام.


تا سالیان دراز بعد از اختراع سینما، دوربین فیلمبرداری برای ثبت بسیاری از لحظه‌های زندگی مشکل داشت. در نور طبیعی در فضاهای داخلی نمی‌شد فیلم گرفت و این یعنی از دست رفتن بخش مهمی از زندگی روزمره بشر با جلوه بصری واقعی یعنی با فضای نوری واقعی و رفتار طبیعی آدم‌ها. دوربین بزرگ و دم و دستگاه نورپردازی جلب نظر می‌کرد و مانع رفتار طبیعی آدم‌ها می‌شد. وقتی دروبین‌های دیجیتالی کوچک این توانایی را پیدا کردند که در شرایط طبیعی، صدا و تصویر قابل قبول بگیرند، ناگهان بخش بزرگی از زندگی بشر را که تا آن زمان غیرقابل ثبت بود، برای دستگاه‌های ضبط‌کننده دیدنی و شنیدنی ساختند. ثبت زندگی روزمره جذابیت مخصوصی داشت که بخشی از آن ناشی از تازگی این امکان بود. از زمانی که دوربین‌های نسبتاً سبک 16 میلی متری و دستگاه‌های قابل حمل ضبط صدا در دهه 1960 پیدا شدند، نوعی زیبایی‌شناسی نمایش زندگی روزمره به وجود آمد که به زمان مرده غیردراماتیک اهمیت می‌داد. یک جور فلسفه هستی‌شناسی تصویر سینماتوگرافیک شکل گرفت. و امروز با آمدن ابزار جدید، چنین به نظر می‌رسد که همه چیز را می‌توان ضبط کرد. میلیون‌ها دوربین نصب شده در خیابان‌ها، در دکان‌ها، و میلیون‌ها دوربین دیگر در دست جهانگردان، در میهمانی‌ها، به وقت تولد و عروسی و مرگ، همه چیز را ضبط می‌کنند. امّا حاصل کار دیگر مانند روزهای نخست جذاب نیست.

خرداد ۳۱، ۱۳۹۰

نمایش دو فیلم مستند 14 آبان، روز آتش و گفت‌وگو با انقلاب در خانه سینما

دوشنبه 6 تیرماه، ساعت 6 بعدازظهر


نگاهی نو به تصویرهای انقلاب
دو فیلم مستند  14 آبان، روز آتش و گفت‌وگو با انقلاب از ساخته‌های من روز 6 تیرماه در برنامه انجمن مستندسازان در خانه سینما به نمایش در می‌آیند. این دو فیلم محصول دغدغه واحدی هستند در این باره که تصویر ضبط شده (اعم از عکس و فیلم) تا چه اندازه به عنوان سند ارزش دارد؟ رابطه تصویر فوتوگرافیک  با واقعیت رویدادهای تاریخی چه اندازه است و با آنچه از آن رویدادها در ذهن آدم‌ها باقی می‌ماند ــ با خاطره‌های شخصی ــ چه نسبتی دارد؟ نگاه هر دو فیلم با شک و تردید به سندیت تصویر نگاه می‌کنند و تصویرها را ساخته شده و بسیار وابسته به دیدگاه‌های تولیدکنندگان‌شان می‌دانند، امّا در عین حال بر این باورند که در تصویرهای فوتوگرافیک یک دوران، واقعیت‌هایی ثبت شده است که در هیچ نوشته و سند مکتوبی یافت نمی‌شود.

14 آبان، روز آتش (1387)
موضوع فیلم روزی از روزهای انقلاب 1357 است. روزی که بناهای بسیاری در تهران به آتش کشیده شد، و در عصر آن حکومت نظامی اعلام شد؟ چه کسی تهران را به آتش کشید؟ ماموران ساواک یا انقلابیون؟ از فردای همان روز این پرسش مطرح شد. حکومت آتش‌سوزی‌ها را کار تظاهرکنندگان می‌دانست و این را توجیهی برای اعلام حکومت نظامی قرار داد، امّا انقلابیون آتش‌سوزی‌ها را کار ساواک می‌دانستند. فیلم جستجویی است برای یافتن پاسخی به این سوال. در عین حال این پرسش را مطرح می‌کنند که فیلم‌های باقی مانده از آن روز در این باره چه دارند به ما بگویند.

تصویربردار: محمد عاشقی
تدوین: روبرت صافاریان
صدابردار: فرشید فرجی
 تهیه کننده: سعید رشتیان.
محصول شبکه یک سیما

گفت و گو با انقلاب (1389)
در واقع گفت و گویی با عکس‌ها و تکه فیلم‌های باقی مانده از روزهای انقلاب 1357. فیلم با ساختاری تجربی، در پنج اپیزود، هر باز از زاویه‌ای، رابطه فیلم‌ها و عکس‌های باقی‌مانده از دوران انقلاب را با واقعیت آن دوره بررسی می‌کند.
1. نشانه‌شناسی انقلاب
گویی یک انقلاب بیش نیست که بارها و بارها تکرار می‌شود.
2. صحنه: خیابان
در عصر رسانه‌ها، هر رویداد بزرگی برای دوربین‌هاست.
3. جزئیات
آدم یا شیئی که عکاس اصلاً آن‌ را ندیده است، گاه داستان مهم‌تر و هیجان‌انگیزتری تعریف می کند.
4. واسازی یک فیلم
سینماگران انقلابی روس به  این نتیجه رسیده بودند که سینما یعنی مونتاژ.
5. در این خانه‌ چه خبر است؟
عکس‌ها گاه به سبب چیزهایی که در یاد ما برمی‌انگیزند مهمند.

نویسنده و کارگردان: روبرت صافاریان
تدوین و انتخاب موسیقی: فرحناز شریفی
گوینده متن: الهه گلپری
تهیه کننده: پیروز کلانتری
محصول شبکه یک سیما

خرداد ۰۸، ۱۳۹۰

جایزه‌ مستند بر‌تر سال


 
سایت‌های سینمای مستند ایران برگزار می‌کنند
جایزه‌ مستند بر‌تر سال
سایت‌های تخصصی سینمای مستند ایران ــ رایُ‌بن مستند، ومستند و پیک مستند ــ با هدف گسترش فرهنگ تماشا و نقد فیلم مستند و جلب توجه هنردوستان، سینماگران و افکار عمومی به فیلم‌های مستند بر‌تر ایرانی، برنامه‌ی جایزه‌ بهترین مستند سال را برگزار می‌کنند.
تمام فیلم‌های مستند محصول ایران یا محصول مشترک ایران و کشورهای دیگر که در سال ۱۳۹۰ برای نخستین بار در ایران نمایش عمومی داشته باشند می‌توانند در این مسابقه شرکت کنند، امّا ورود آن‌ها به فهرست فیلم‌هایی که همه‌ی داوران الزاماً آن‌ها را تماشا خواهند کرد، مستلزم معرفی فیلم توسط دست کم سه تن از داوران خواهد بود. هیئت داوری، گسترده و مرکب از صاحب‌نظران عرصه‌ی سینمای مستند و فیلم سازانی از نسل‌های مختلف مستندسازان خواهد بود.

اعضای این هیئت برای اولین دوره عبارتند از: (به ترتیب حروف الفبا): همایون امامی، رضا بهرامی‌نژاد، امیرحسین ثنائی، پوریا جهانشاد، مهرزاد دانش، شادمهر راستین، امید روحانی، فرحناز شریفی، رامتین شهبازی، ناصر صفاریان، روبرت صافاریان، مهرداد فراهانی، زاون قوکاسیان، مینا کشاورز، پیروز کلانتری، بهمن کیارستمی، مهدی گنجی، هوشنگ گلمکانی، حمید گرشاسبی، محمدرضا مقدسیان، محمد سعید محصصی، احمد میراحسان، ابراهیم مختاری، نسیم نجفی، فرهاد ورهرام. (تغییرات احتمالی در این لیست متعاقبا اعلام خواهد شد).
داوری به صورت نظرخواهی و کاملاً شفاف خواهد بود.

خرداد ۰۱، ۱۳۹۰

چرا کتابی درباره مصاحبه در فیلم مستند


کتاب مصاحبه در فیلم مستند توسط نشر سافی منتشر شد. امّا چرا کتابی درباره مصاحبه در فیلم مستند. به این پرسش در مقدمه ای که بر کتاب نوشته ام پاسخ داده ام.
نوشتن این کتاب از این فکر شروع شد که نقد فیلم مستند با نقد و تولید فیلم داستانی تفاوت‌های بسیار اساسی دارد، همان طور که فرایند تولید فیلم مستند با فرایند تولید فیلم داستانی بسیار متفاوت است. اگر بخواهیم موضوع را کمّی کنیم، شاید بتوان گفت که به طور تقریبی کار کارگردان فیلم مستند سی درصد به کارگردان فیلم داستانی شباهت دارد و هفتاد در صد متفاوت است. در کارگردانی مستند نه داستان از پیش آماده هست و نه میزانسن و دکوپاژ، در حالی که کار کارگردان فیلم داستانی به طور اخص همین است، یعنی خرد کردن فیلمنامه به نماهای معین و طراحی حرکات بازیگران و دوربین. در عوض عناصری مانند مصاحبه، گفتار متن، استفاده از مواد آرشیوی صوتی و تصویری به یک فیلم مستند زندگی می‌بخشند. تبحر مستندساز در استفاده از این عناصر و توفیق و شکست او در این کار آن چیزی است که به داوری ما درباره یک کار مستند شکل می‌دهد. امّا شما کمتر منبعی و نوشته‌ای می‌یابید که به شرح این عناصر پرداخته باشد و به همین سبب نقدهایی هم که درباره فیلم مستند نوشته می‌شوند میل می‌کنند به سمت نقد فیلم داستانی یعنی توجه به میزانسن و زاویه دوربین و ... که در مستند اهمیت‌شان بسیار کمتر است تا در سینمای داستانی. به گمان من کار مستندساز به یک گزارشگری برای مطبوعات نزدیک‌تر است تا قصه‌گویی تصویری که کار کارگردان فیلم داستانی است. در واقع در بسیاری از فیلم‌های مستند، مستندساز یک خبرنگار تلویزیونی است. ما برای داوری درباره نیک و بد فیلم‌های مستند نیاز داریم عناصر تشکیل‌دهنده آن ـ از جمله مصاحبه ـ را بهتر بشناسیم. نمونه‌های موفق مصاحبه را بررسی کنیم و به لحاظ نظری موقعیت مصاحبه را زیر ذره‌بین بگذاریم. این کنکاش در نهایت هم به مستندسازان کمک خواهد کرد و هم به منتقدان فیلم مستند.
انگیزه دوم من برای نگارش این رساله حساسیت و نگاه منفی‌ای است که نسبت به مصاحبه در گفتمان سینمای مستند ما وجود دارد. معمولاً مصاحبه را به عنوان یک عامل منفی که فیلم مستند را “گزارشی” و “تلویزیونی” می‌کند و آن را از یک اثر هنری دور می‌سازد نگاه می‌کنند. این نگاه منفی دست کم در دو جا ریشه دارد:

بهمن ۱۹، ۱۳۸۹

یادداشتی بر کتاب "مقدمه‌ای بر فیلم مستند" نوشته بیل نیکولز با ترجمه محمد تهامی‌نژاد

کتاب تئوریک نه فنی

انتشار کتاب‌های نظری در حوزه سینما (در این مورد خاص در حوزه سینمای مستند) همیشه با این سوء تفاهم یا انتظار همراه است که گویی این کتاب‌ها قرار است مستقیماً به رشد فیلمسازی کمک ‌کنند. دست کم گمان می‌رود که خوانندگان بالقوه کتاب، یعنی


فیلمسازان جوان، می‌توانند با خواندن این کتاب فیلم‌های‌ خود را بهتر بسازند. گروه دیگری از خوانندگان بالقوه کتاب، یعنی نویسندگان و منتقدان سینمایی هم انتظار دارند با خواندن این کتاب نقدهای بهتری در زمینه فیلم مستند بنویسند. مدیر عامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در پایان مقدمه‌اش در ابتدای کتاب از آن به عنوان یک اثر ”فنی و خوب“ یاد می‌کند و مترجم کتاب در مقدمه‌اش (که در پشت جلد کتاب هم آمده است) آن را ”فنی‌ترین اثر یکی از نظریه‌پردازان سینمای مستند“ می‌خواند. امّا واقعیت این است کتاب اصلاً فنی نیست. کتابی است نظری یا تئوریک. کتاب فنی آن است که به کاربرد ابزار فیلمسازی مستند بپردازد و راهنمایی‌هایی درباره حل مشکلات تصویربرداری، صدابرداری و تدوین فیلم‌های ارائه کند. از این دست کتاب‌های در خارج بسیارند. نباید با فنی خواندن کتابی مانند ”مقدمه‌ای بر فیلم مستند“ این توقع را در خوانندگان آن به وجود آورد که از این دست مباحث در کتاب خواهند یافت و با استفاده از آنها از این پس فیلم‌های بهتری می‌سازند.


امّا بیل نیکولز کیست و آشنایی با نظریات او چرا مهم است؟

آبان ۲۱، ۱۳۸۹

اختصاص سینما به اکران فیلم‌های مستند دردی از سینمای مستند درمان نمی کند

یکی دو روز مانده به شروع چهارمین دوره جشنواره سینما-حقیقت از طرف بولتن روزانه آن با من تماس گرفتند و درباره مزایای اختصاص یک سینما به نمایش فیلم مستند  نظرخواهی کردند. به خبرنگاری که با من تماس گرفته بود گفتم که به گمان من این کار دردی از سینمای مستند ما درمان نمی‌کند و قول دادم نظرم رابا ذکر دلایل آن برای‌شان بفرستم. همین کار را هم کردم و نوشته زیر را برای‌شان فرستادم. امروز وقتی دیدم در چهار شماره نخست بولتن نوشته‌ام چاپ نشده با سردبیر آن علی‌اکبر عبدالعلی‌زاده تماس گرفتم و ایشان گفتند که مطلب به خاطر نگاهی که در آن هست قابل چاپ نبوده است. حال این شما و این اصل مطلب. ظاهراً اگر در این مقطع مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بنا دارد سینمایی به اکران فیلم‌های مستند اختصاص دهد، همه باید همین نظر را داشته باشند و گرنه جایی برای نظرشان در بولتن جشنواره نخواهد بود.

اختصاص سینما به اکران فیلم‌های مستند غیرواقع‌بینانه است
من فکر نمی‌کنم اختصاص سینمایی به نمایش فیلم مستند دردی از سینمای مستند ما درمان کند. به نظر من جای اصلی نمایش فیلم مستند تلویزیون است و بعد از آن، پخش از طریق شبکه‌های توزیع دی وی دی و ویدئو و سرانجام ترتیب دادن برنامه‌های نمایش برای تماشاگران خاصی که به خاطر تخصص خود (مثلاً مسئولان شهرداری‌ها و معماران شهرسازی، صادرکنندگان فرش، و ...) یا به خاطر فعالیت‌های اجتماعی معین (مثلاً محیط زیست، دفاع از حقوق کودکان، و ...) به تماشای فیلم‌های مرتبط با موضوع تخصص یا فعالیت‌شان، علاقه نشان خواهند داد. امّا دلایلم برای این ادعا کدامند؟

یک: بدون آمار دقیق هم می‌توان دید که در سراسر جهان سهم اندکی از اکران به فیلم‌های مستند اختصاص دارد.
دو: فیلم‌هایی که اکران می‌شوند بیشتر فیلم‌هایی هستند به لحاظ تکنیک بسیار جذابند و بسیار گران. بضاعت سینمای مستند ما برای تولید چنین فیلم‌هایی بسیار اندک است و در صورت داشتن این بضاعت هم صرف هزینه‌های هنگفت برای تولید یک فیلم از این دست، به جای صرف این هزینه برای تولید ده‌ها فیلم مستند با بودجه معقول، چندان عاقلانه به نظر نمی‌رسد.

آبان ۱۸، ۱۳۸۹

نمایش فیلم مستند تهران در عکس در جشنواره دوربین دات نت


تهران در عکس تاملی است درباره تصویر شهر در عکس به طور کلی و تصویر تهران در عکس‌های دوران‌های تاریخی گوناگون به طور خاص. تصویر تهران در عکس برآیند سه تحول موازی است:
تحول خود تهران از شهری کوچک در اوائل سده نوزدهم به کلانشهری عظیم.
تحول تکنولوژی عکاسی از دوربین‌های بزرگ روی سه پایه به دوربین‌های دیجیتال امروزی و همین طور شیوه‌های نمایش و مصرف عکس از آلبوم‌های خانوادگی به انواع نمایش و عرضه آنلاین.
و سرانجام تحول کارکرد عکاسی از یک فن به یک هنر و عکاس از یک تکنیسین به یک هنرمند و افزایش دانش زیبایی‌شناسی عکاسی.
فیلم تهران در عکس این سه گونه تحول را به اختصار دنبال می‌کند و در عین حال تاملی است درباره میل انسان به گرفتن تصویر خود و شهرش برای رسیدن به نوعی جاودانگی. عکس‌های تهران در دوره‌های تاریخی مختلف از دوره قاجار تا زمان پهلوی و دوران انقلاب و جنگ تا امروز، در فیلم به نمایش گذاشته شده است.

نویسنده و کارگردان: روبرت صافاریان
تصویر: رضا تیموری
تدوین: مجید عاشقی / روبرت صافاریان
دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: نسیم نجفی
تهیه‌کننده: سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران - موسسه تصویر شهر / 1386
فیلمی از مجموعه تهران در هفت هنر

برای آشنایی بیشتر با مضمون این فیلم می توانید مقاله زیر را در سایت پیک مستند بخوانید:
http://www.peykemostanad.com/1388/RS-Tahavole_Tehran_Tahavole_Akkasi.htm


آبان ۱۷، ۱۳۸۹

نمی‌توانید با یک کلیک مخاطب میلیونی به دست آورید

عرضه فیلم به صورت آنلاین در سایت‌هایی مانند یوتیوب و سایر سایت‌هایی که امکان به اشتراک گذاری ویدئو را فراهم می‌کنند، مهم‌ترین تحول تکنولوژیکی است که آزادی بیان افزون‌تر و انتشار پیام توسط شهروند معمولی به تعداد کثیری از مخاطبان را فراهم می‌کند. امّا در اینجا نیز باید از ساده‌انگاری پرهیز کرد و از محدودیت‌ها و شرایطی را که می‌توانند مانع تحقق این امکان شوند، غافل نماند.
در زمینه‌ تکنولوژی‌ها نو، اعم از وسائل صوتیـ تصویری مانند دوربین و فرمت‌ها تازه ضبط و امکانات تازه دخیره تصویر و غیره، نباید از اختلاط تبلیغات تجاری با بحث‌های نظری جدی غافل ماند. مرتب از بالا رفتن رزولوشن دوربین‌ها عکاسی که در عدد بالای مگاپیکسل خلاصه می‌شود یا امکان ضبط ساعات طولانی‌تری از فیلم بر روی هارد دوربین‌های ویدئویی گفت‌وگو می‌کنند، بدون اینکه مثلاً گفته شود که اگر لنز دوربین‌تان یا موبایلتان لنز درست حسابی نباشد رزولوشن بالاتر به تصویر بهتری منجر نمی‌شود یا اگر قرار است در پایان هر جلسه تصویربرداری یا هر چند جلسه دست کم تصویرهای‌تان را به روی هارد کامپیوتر منتقل کنید، حجم بالای هارد دوربین عملاً به درد نمی‌خورد. دوران، دوران ولع برای اعداد بالاتر و امکانات به‌روزتر است بدون اندیشیدن (یا حتی فرصت اندیشیدن داشتن) به فایده این نوآوری‌ها در پراتیک مشخص روزانه. بحث به اشتراک گذاشتن یا انتشار تصویر و فیلم از طریق اینترنت نیز از این قاعده مستثنا نیست.
می‌گویند می‌توانید با یک کلیک فیلم‌تان را آپلود کنید و به میلیون‌ها بیننده برسانید. بخش اوّل این عبارت درست است. وقتی شما فیلم‌تان را آپلود کنید، میلیون‌ها نفر، اگر بخواهند، می‌توانند آن را ببینند. امّا اگر بخواهند. این یک امکان بالقوه است. تحت چه شرایطی میلیون‌ها نفر فیلم‌ شما را خواهند دید؟ از میلیون‌ها فیلمی که در این سایت‌ها گذاشته شده‌اند، تنها تعداد اندکی بیننده میلیونی به دست می‌آورند.

مهر ۲۶، ۱۳۸۹

سینمای مستند: نه مستند، نه سینما، نه فیلم


این عنوان یکی از نخستین مطالبی است که برای "پیک مستند" نوشتم. یعنی تاریخ نگارش آن برمی‌گردد به اندکی کمتر از چهار سال پیش. آن را با تغییر اندکی مجدداً در اینجا می آورم، چرا که گمان می کنم به شیوه‌ای موجز تفاوت عظیم شرایطی را که ما امروز در آن فیلم می سازیم با شرایط دو- سه دهه پیش نشان می‌دهد.
ر.ص.

مدّت‌هاست این واقعیت ساده که ”جای اصلی نمایش فیلم مستند تلویزیون است“ به مناسبت‌های مختلف خود را به رخ می‌کشد. اخیراً در نوشته‌ای به نام تی وی فوبیا کوشیدم وجوه مختلف این رابطه را بشمارم و مسئله را قدری تشریح کنم. نتیجه‌ای که به آن رسیدم این بود:
” شما را به خدا طوری مستند نسازید و طوری درباره فیلم مستند صحبت نکنید که انگار در میانه سده گذشته داریم با دوربین‌های 35 میلی‌متری برای نمایش در سالن‌های سینما فیلم می‌سازیم.“
در واقع نتیجه‌ای که قدری گسترده‌تر از مقوله سینمای مستند و تلویزیون است و از تحول عجیب و غریب رشته‌ای از فیلمسازی که به آن سینمای مستند می‌گوییم حکایت می‌کند. امید من این است که در این سایت بتوانیم به درک درستی از این شرایط جدید و بسیار جدید و دائماً متحول برسیم تا کارهای‌مان و مداخله‌مان در این حوزه واقع‌بینانه و مفید باشد.
در گستردگی تحولات دهه‌های اخیر چه چیز گویاتر از این که در واقع آنچه به ”فیلم مستند“ یا ”سینمای مستند“ موسوم است نه فیلم است، نه مستند است، نه سینماست.

مهر ۱۴، ۱۳۸۹

فیلمسازی تک‌نفره: چه به دست می‌آوریم و چه از دست می‌دهیم


فیلم تنها زمانی هنر می‌شود که مواد آن به اندازه قلم و کاغذ ارزان شده باشد.
ژان کوکتو

امروز ظاهراً بیش از هر زمان دیگری به موقعیتی که ژان کوکتو می‌گوید نزدیک‌ شده‌ایم. دوربین فیلمبرداری و امکانات تدوین روی کامپیوتر خانگی هنوز به ارزانی قلم و کاغذ نیست، امّا با توجه به اینکه یک کامپیوتر و یک دوربین ویدئویی جزء لوازم بیشتر خانه‌های طبقات متوسط هستند، می‌توان گفت این امکانات در دسترس تقریباً هر کسی هست. البته کوکتو نگفته است لزوماً هر کس این امکانات را به کار ببرد محصول کارش هنر خواهد بود (همان طور که داشتن قلم و کاغذ از کسی هنرمند نمی‌سازد)، بلکه مقصود این بوده است که تنها در این شرایط امکان بیان فردی شبیه آنچه نویسنده و شاعر از آن بهره‌مندند برای همه فراهم خواهد شد و برای خلق اثر سینمایی نیازی به سرمایه‌گذار و تیم تولید نخواهد بود. به عبارت دیگر همان طور می‌توان فیلم ساخت که شاعر شعر می‌سراید یا نویسنده داستان می‌نویسد. و این، به زعم کوکتو، به زعم نگرش کاملاً فردگرایانه و رمانتیک به هنر، نگاهی که هنر را محصول بیان شخصی می‌داند و لاغیر، کمال مطلوب است. براستی نیز امروز می‌توان یک نفره فیلم ساخت. و این گونه فیلم‌ها زیادی ساخته شده‌اند که بدون این امکانات تکنولوژیک نمی‌توانستند ساخته شوند. فیلم‌هایی یک نفره‌ای که به این ترتیب ساخته می‌شوند می‌توانند در دو سوی یک طیف گسترده جای بگیرند. در یک سو فیلم‌های کاملاً تجربی که با وسواس روی کامپیوتر تدوین می‌شوند و آزادی فردی هنرمند بیشتر در خدمت این قرار می‌گیرد که به فرم کاملاٌ دلخواه خود برسد بدون اینکه نیازی به سروکله زدن با تدوینگر و تصویربردار و دیگر عوامل تولید داشته باشد. در سوی دیگر طیف فیلم‌هایی قرار دارند که اتفاقاً از نظر سبک تهی از وسواس‌اند و ظاهری شلخته و صیقل نیافته دارند. اینها گاهی گزارش‌هایی هستند از موقعیت‌های اجتماعی حاد، گاهی سرک کشیدن به گوشه‌های بسیار خصوصی زندگی آدم‌ها که در هر دو مورد بدون وجود دوربین‌های کوچک ویدئویی و امکان تصویربرداری و صدابرداری فردی ممکن نمی‌شد.

شهریور ۱۷، ۱۳۸۹

دو تکه از کتاب زیر چاپ مصاحبه در فیلم مستند

سال گذشته کتاب کوچکی درباره فیلم مستند نوشتم که به زودی توسط نشر ساقی منتشر خواهد شد. نوشتن این کتاب درباره مصاحبه با دغدغه کاملاً حرفه‌ای به عنوان کسی که درباره فیلم مستند می‌نویسد و فیلم مستند می‌سازد شروع شد، امّا وقتی وارد موضوع شدم دیدم اولاً مصاحبه محدود به فیلم مستند نیست و ثانیاً وقتی به طور جدّی به آن می‌پردازیم، بحث ابعاد جامعه‌شناختی و فلسفی گسترده‌ای پیدا می‌کند. دو تکه از مقدمه کتاب را در توضیح همین دو نکته در اینجا نقل می‌کنم و امیدوارم نشر ساقی بیش از این بدقولی نکند و هرچه زودتر کتاب را منتشر کند.


کار مستندساز به گزارشگری برای مطبوعات نزدیک‌تر است تا قصه‌گویی تصویری
نوشتن این کتاب از این فکر شروع شد که نقد فیلم مستند با نقد و تولید فیلم داستانی تفاوت‌های بسیار اساسی دارد، همان طور که فرایند تولید فیلم مستند با فرایند تولید فیلم داستانی بسیار متفاوت است. اگر بخواهیم موضوع را کمّی کنیم، شاید بتوان گفت که به طور تقریبی کار کارگردان فیلم مستند سی درصد به کارگردان فیلم داستانی شباهت دارد و هفتاد در صد متفاوت است. در کارگردانی مستند نه داستان از پیش آماده هست و نه میزانسن و دکوپاژ، در حالی که کار کارگردان فیلم داستانی به طور اخص همین است، یعنی خرد کردن فیلمنامه به نماهای معین و طراحی حرکات بازیگران و دوربین. در عوض عناصری مانند مصاحبه، گفتار متن، استفاده از مواد آرشیوی صوتی و تصویری به یک فیلم مستند زندگی می‌بخشند. تبحر مستندساز در استفاده از این عناصر و توفیق و شکست او در این کار آن چیزی است که به داوری ما درباره یک کار مستند شکل می‌دهد. امّا شما کمتر منبعی و نوشته‌ای می‌یابید که به شرح این عناصر پرداخته باشد و به همین سبب نقدهایی هم که درباره فیلم مستند نوشته می‌شوند میل می‌کنند به سمت نقد فیلم داستانی یعنی توجه به میزانسن و زاویه دوربین و ... که در مستند اهمیت‌شان بسیار کمتر است تا در سینمای داستانی.

مرداد ۲۳، ۱۳۸۹

پرده‌های کوچک، متوسط و بزرگ

بحث‌هایی در تکنولوژی نو و سینما

تکنولوژی دیجیتال و قدرتمند شدن و گسترش کامپیوترها آنچنان تاثیر گسترده‌ای در حوزه سینما و تصویر متحرک داشته که هنوز همه ابعادش بر ما روشن نیست. آنچه در میان ما به عنوان سینمای دیجیتال مورد بحث قرار می‌گیرد تنها یکی از وجوه گوناگون این تاثیرات است، همانا اثری که ارزان شدن و در دسترس همگان قرار گرفتن دوربین و امکانات تدوین و آسان شدن استفاده از این وسائل در تولید فیلم (یا بهتر است بگوئیم ویدئو) داشته است. اینکه گوشه‌های بکری از دنیای واقعی در معرض دید دوربین‌ها قرار گرفته و امکان فیلمسازی تک‌نفره بدون نیاز به تهیه‌کننده فراهم آمده است و این امر به دموکراتیک شدن فیلمسازی کمک کرده است. در این زمینه چه بسیار ساده‌انگارانه یک ‌بعد ماجرا دیده شده و به محدودیت‌های نمایش و توزیع و جلب بیننده توجه نشده است، امّا مهمتر این که به تاثیر همین تکنولوژی دیجیتال بر حوزه‌های دیگر تولید و توزیع و نمایش فیلم توجه نشده است، تاثیراتی که چه بسا خلاف جهت دوربین‌قلم عمل می‌کنند. شاید بتوانیم در یک رشته مقاله به برخی از تاثیرات گسترده و اثری که آنها بر سلیقه بیننده و شیوه تولید و مصرف تصویر متحرک گذاشته‌اند به تفصیل بیشتری بپردازیم. در نوشته حاضر تنها به یک موضوع محدود که با وجود محدودیت خود مسائل و تناقضات گسترش تکنولوژی دیجیتال را باز می‌تاباند می‌پردازیم، مسئله اندازه صفحه یا پرده.
این روزها تماشای فیلم (بهتر است بگوییم تصویر متحرک) روی صفحه موبایل، انواع دستگاه‌های دستی نمایش ویدئو و موسیقی مانند آی پاد و دستگاه‌های مشابه، و روی صفحه کامپیوتر در یوتیوب و سایت‌های مشابه بسیار رایج شده است. این نوع تماشای تصویر متحرک بی‌تردید بر سلیقه بیننده اثر می‌گذارد، ملاک‌های زیبایی‌شناسی تصویر خوب را دگرگون می‌کند، مدّت فیلم را تعیین می‌کند و اصلاً مفهوم فیلم را مورد پرسش قرار می‌دهد.
گاهی تعجب می‌کنی چطور کسی حاضر است روی صفحه بسیار کوچک تلفن همراه فیلمی را تماشا کند. تصاویر متحرکی که به عنوان فیلم روی این دستگاه نمایش داده می‌شوند غالباً کیفیت بسیار نازلی دارند و مسائلی مانند کادربندی خوب، وضوح بالا و رنگ‌بندی درست در آنها هیچ اهمیتی ندارد. این امر به طور طبیعی بر سلیقه زیبایی‌شناختی بیننده‌ای که به این تصویرها عادت می‌کند اثر می‌گذارد و او را به مرور زمان به این گونه تصاویر معتاد و از لذت تماشای تصاویر زیبا محروم می‌کند. امّا فراموش نکنیم که این امر به سود دموکراتیزه کردن تولید تصویر متحرک هم هست چون استاندارد تصویر خوب را پائین می‌آورد و تولید آن را برای تعداد بیشتری از شهروندان با بهای ارزان‌تری فراهم می‌کند.

مرداد ۱۳، ۱۳۸۹

سه مشکل مستندسازی برای تلویزیون


نیاز شبکه مستند به 584 ساعت تولید داخلی در سال


دیروز در مرکز پژوهش‌های سیما جلسه‌ای بود به مناسبت انتشار کتاب جدید همایون امامی به نام جستاری در گونه‌شناسی سینمای مستند ایران. در این جلسه بحثِ اهمیتی شد که قرار است تلویزیون به مستند و مستندسازی بدهد و به همین سبب شبکه مستند را راه‌اندازی کرده که فعلاً به صورت آزمایشی کار می‌کند و بزودی به طور رسمی کارش را شروع خواهد کرد. به گفته محمد زین‌العابدینی، سرپرست این شبکه، تخمین زده می‌شود که سالانه به 584 ساعت فیلم مستند تولید داخل برای نمایش در این شبکه نیاز باشد. این فی‌نفسه خبر خوشی است برای مستندسازان چرا که افزایش تقاضا برای هر صنفی مطلوب است. امّا به گمان من سه مشکل اساسی در راه ساختن فیلم مستند برای تلویزیون وجود دارد که تا حل نشوند، بهبودی در کیفیت مستندسازی برای تلویزیون به وجود نخواهد آمد و روابط سرد مستندسازان و تلویزیون گرم نخواهد شد.
یک: مشکل نظارت (یا ممیزی، یا سانسور) نامعقول.

مرداد ۰۶، ۱۳۸۹

گرفتار گفتمان‌های رایج نشويم

با نگاهي به فيلم مستند جاي خالي خانم يا آقاي ب

گفتمان‌ها مجموعه‌اي از حكم‌ها و استدلال‌هاي به هم پيوسته هستند درباره موضوعي خاص كه آشكارا يا تلويحاً مدعي‌اند حقيقت را درباره آن موضوع مي‌دانند. چيزي مانند ايدئولوژي امّا محدودتر و پرشمارتر. تعدادي از گفتمان‌هاي رايج اين روزها اين‌ها هستند: فمينيزم، حقوق بشر، محيط زيست، تقابل سنت و مدرنيزم، پوپوليسم. گفتمان‌ها ساده‌اند و در سادگي خود شكل زنده، ملموس، پيچيده و چند لايه واقعيت را از بين مي‌برند. مثلاً در در شكل ساده شده فمينيزم، همه مناسبات زنان و مردان با ستم اجتماعي و تاريخي مردان بر زنان قابل توجيه‌ است و ابعاد ديگر و زاويه‌هاي ديگرِ نگاه به مسائل زن و مرد، در آن از ميان مي‌رود. گفتمان‌ها بر يكي دو واقعيت بنيادين استوارند، امّا با محدود شدن به اين واقعيت‌ها و تعميم‌ آنها، از واقعيت پيچيده دور مي‌افتند.



اين‌ها را گفتم تا بگويم به عنوان تماشاگر و منتقد فيلم‌هايي را دوست دارم كه به جاي تكرار اين گفتمان‌ها، با پرده افكندن از چهره‌هاي غيرمنتظره و غافلگيركننده واقعيت و نشان دادن گوشه‌هاي بكر و غريب زندگي بيروني و دروني آدميزاد، غافلگيرم كنند. فيلم‌هاي مستند به سبب تماس مستقيم با واقعيت، شانس بيشتري براي نمايش چهره‌هاي بكر واقعيت دارند. به عنوان نمونه به يكي از فيلم‌هاي مستند مطرح امسال به نام جاي خالي خانم و آقاي ب ساخته فيما امامي و رضا دريانوش اشاره مي‌كنم: داستان زن و شوهري روستايي كه براي درمان نازايي مرتب به شهر مي‌آيند و مرد كه يك بار زن ديگري گرفته، تهديد كرده است كه در صورتي ناكامي درمان، زن را طلاق خواهد داد. محتواي فيلم، رابطه ظالمانه اين زن و مرد است. امّا ارزش فيلم در ريزه‌كاري‌هايي است كه در اين رابطه نشان‌مان مي‌دهد:

نشانه‌هايي هست و خود مرد يك دو بار مي‌گويد كه مسئله‌اش بچه‌دار شدن نيست، بلكه به رابطه با زنان گوناگون احتياج دارد.

حضور زن ابداً مظلومانه نيست. هم از نظر سرزبان‌داري و هم از نظر طلب مهريه‌اش كه معلوم است پرداختش براي مرد چندان ساده نيست. در رفتار و گفتار زن يك نوع عملگرايي، واقع‌بيني و هوشمندي ديده مي‌شود.

تصویر متحرک و قدرت / یک

چه کسی فرم و محتوای تصویرهای متحرکی را که ما شبانه‌روز می‌بینیم تعیین می‌کند و اصلاً چه کسی تعیین می‌کند که ما تصویری را ببینیم یا نبینیم؟

پرسشی است البته بسیار گسترده. شاید در نهایت محتوا و فرم این تصویرها را کسی یا جایی تعیین نمی‌کند (خود پرسش کمی بوی تئوری توطئه می‌دهد) و انبوه تصویرهایی که ما شهروندان عادی این جهان مصرف کننده آن هستیم، برآیند مجموعه‌ای از خواست‌ها و اراده‌های اقشار و طبقات و گروه‌های اجتماعی و سلیقه‌ها و همین طور عوامل اتفاقی و تحولات تکنولوژیکی باشد که ما تسلط چندانی بر آنها نداریم. پس پرسش را مشخص‌تر مطرح کنیم:

در شرایط تکنولوژیک جدید، به طور خاص با پیدایش تکنولوژی تولید تصویر با موبایل و دوربین‌های دیجیتال کوچک و امکانات تدوین این تصاویر با کامپیوتر خانگی و امکانات توزیع و نمایش آن توسط اینترنت و در کانال‌های تلویزیون ماهواره‌ای، سهم مردم کوچه و خیابان از یک سو و قدرت‌ها اعم از دولت‌های کوچک و بزرگ و شرکت‌های چندملیتی که در پیوند با همین حکومت‌ها هستند هریک در تعیین شکل و محتوای تصویرهایی که می‌بینیم چه اندازه است؟ این شرایط تکنولوژیک تازه به نفع کدام یک از دو سو است و تعادل قوا از این نظر در شرایط جدید به نفع کدامیک سنگین‌تر می‌شود؟ و باز بگذارید سخن را با عبارات آشناتری فرموله کنیم: امکانات تکنولوژیک دیجیتال آیا به دموکراتیزه شدن روند تولید و توزیع تصویر منجر می‌شود؟ تا چه اندازه؟ عوامل محدودکننده در این راستا کدامند؟

در یک تقسیم‌بندی کلی این پرسش را در دو حوزه مختلف می‌توان بررسی کرد: در حوزه تولید تصویر و در حوزه مصرف (توزیع و نمایش) تصویر. در این یادداشت به حوزه نخست اکتفا می‌کنیم و در یادداشت شماره بعد به بحث توزیع و نمایش می‌پردازیم.